واژه جو

بودی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بودی . (حامص ) وجود و هستی و حقیقت . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).

بودی . (اِ) بودنه : السلوی ؛ بودی بریان کرده .(ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی یادداشت بخط مؤلف ).

معنی بودی | واژه جو