بهم رسانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهم رسانیدن . [ ب ِ هََ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) بدست آوردن و حاصل نمودن . (آنندراج ). بدست آوردن و میسر کردن . (ناظم الاطباء). بدست آوردن چیزی . دارا شدن آن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ شخصی یا چیزی را بشخص یا چیز دیگر رسانیدن . ◄ گرد کردن . فراهم آوردن . ◄ دو تن را به یکدیگر نزدیک کردن . زن و مردی را بوصال یکدیگر رسانیدن . (فرهنگ فارسی معین ).