بهداشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ)(اِمر.)حفظ تندرستی و سلامت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ)(اِمر.)حفظ تندرستی و سلامت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهداشت . [ ب ِ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) نگاه داشتن تندرستی . حفظ صحت . حفظالصحه . (فرهنگ فارسی معین ). وسیله های نگاهداری سلامت . این کلمه بجای حفظالصحه پذیرفته شده است . (فرهنگستان ).
فرهنگ طیفی واژهدان
حفظالصحه سلامت، صحت اقدامات بهداشتی، طب پیشگیری، واکسناسیون، پاستوریزه کردن، پاستوریزاسیون، استرلیزاسیون، سترون کردن آفتاب گرفتن، برنزه شدن بهداری، بیمارستان پاکیزگی، استحمام
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی