بهدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) (ص فا.) مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی روستا و قصبات است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ) (ص فا.) مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی روستا و قصبات است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهدار. [ ب ِ ] (نف مرکب ) نیکودارنده . ◄ مأمور بهداری که عهده دار رسیدگی به بهداشت مردم مخصوصاً اهالی قرا و قصبات است . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی