واژه جو

بنی فاطمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بنی فاطمه . [ ب َ طِ م َ ] (اِخ ) سادات و ذراری سرور کائنات صلوات اﷲ علیه و آله . چه اولاد آن سرور منحصر شد به اولاد فاطمه علیهاالسلام و از سایر بنات آن حضرت اولادی نماند. (ناظم الاطباء) : خدایا به حق بنی فاطمه که بر قول ایمان کنم خاتمه . سعدی .

معنی بنی فاطمه | واژه جو