واژه جو

بنگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بُ) (اِمر.)<BR>۱- سرای، خانه.<BR>۲- جای داد و ستد.<BR>۳- سازمان، مؤسسه.<BR>۴- انبار، مخزن.<BR>۵- جای بند و ساز و برگ سپاه. ؛~ سخن پراکنی ایستگاه فرستندة رادیویی. ؛ ~ خیریه سازمانی که داوطلبانه به نیازمندان یاری می‌رساند. ؛ ~ شادمانی موسسه‌ای که در جشن‌ها برنامه‌های تفریحی اجرا می‌کند.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بنگاه | واژه جو