واژه جو

بنوسهوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بنوسهوان . [ ب َ س َهَْ ] (ع ص مرکب ) کسانی را گویند که در انجام امور مهارت ندارند و ناپخته اند، باید در توصیه و تأکید اصرار ورزند. در مثل است : «ان المؤمنین بنوسهوان ». (المرصع).

معنی بنوسهوان | واژه جو