واژه جو

بند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بَ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- زنجیر و ریسمانی که بر پای و دست اسیران بندند.<BR>۲- گره.<BR>۳- محل به هم پیوستن دو چیز.<BR>۴- مفصل.<BR>۵- هر یک از فصول و فقرات نامه‌ها، قوانین و لوایح.<BR>۶- سدی که در پیش آب بندند.<BR>۷- حبس.<BR>۸- نیرنگ، فریب.<BR>۹- عهد، پیمان.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بند | واژه جو