واژه جو

بندگیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بندگیر. [ ب َ ] (اِ مرکب ) ساروجی که از آهک و پیه و پنبه و یا مو ترتیب دهند و در حمام و حوض جهت منع تراوش آب بکار برند و پیه دارو نیز گویند. ◄ تیر بزرگ عمارت . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ نام درختی . (ناظم الاطباء).

معنی بندگیر | واژه جو