واژه جو

بندکوه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بندکوه . [ ب َ ] (اِ مرکب ) کوه مانند حصار و بارو. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) : چه گوئید گفتا در این بند کوه که آورد از اندیشه ما را ستوه . نظامی .

معنی بندکوه | واژه جو