بنابراین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنابراین . [ ب ِ ب َ ] (ق مرکب ) بدین جهت، بدین سبب . (ناظم الاطباء). بناء علی هذا. بناء علی ذلک . بناء علیه . از این روی . از این رو. لاجرم . لهذا. علیهذا.(یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به کلمات فوق شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ازاینرو، بدینسبب، بدینلحاظ، به این دلیل، برایناساس، بهاینمناسبت پس، علیهذا، لذا بدانسبب، بدانجهت
فرهنگ طیفی واژهدان
لذا، علیهذا، دراینصورت، پس بهخاطر، بهعلت، ناشی از، چون
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی