بن و بار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بن و بار. [ ب ُ ن ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از بیخ و بن . ♦ از بن و بار ؛ از بیخ و بن . از اصل و بنیاد : خبر نداردکاندر دلم اثر نکند اگر جهان همه تیمار گردد از بن و بار. عنصری . عطار به کلبه در با عود همی گفت کاصل تو چه چیز است و چه چیزی ز بن و بار. فرخی . میر گرت یک قدح شراب فروریخت چون که تو از دین برون شدی ز بن و بار. ناصرخسرو.