واژه جو

بن لاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بن لاک . [ ب ُ ] (اِ مرکب )لک، بن لاک باشد و لکا باز پس مانده بود و در دسته های کارد بکار رود. لک که دسته های کارد بدان سخت کنند. (از حاشیه ٔ لغت فرس اسدی ص ٢٨٣). رجوع به دوزه شود.

معنی بن لاک | واژه جو