واژه جو

بن شوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بن شوی . [ ب ُ ] (اِ مرکب ) بن شوی غله که در زمین بماند. الحصیدة. (مهذب الاسماء). آنچه می ماند در زمین از بن کشت که داس آنرا وقت درویدن برجای بگذارد. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی بن شوی | واژه جو