واژه جو

بمباردمان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بمباردمان . [ ب ُ دُ ] (فرانسوی، اِ) به توپ بستن . پرتاب کردن گلوله از توپ یا بمب بر موضعی . بمباران . و رجوع به بمباران شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بمباردمان | واژه جو