واژه جو

بلکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلکی . [ ب َ ] (حرف ربط) بلکه . (ناظم الاطباء). ممکن است . (از دزی ). بلک . بل که . رجوع به بلکه شود.

معنی بلکی | واژه جو