واژه جو

بلوچ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بَ) (اِ.)<BR>۱- علامتی که بر تیزی طاق و ایوان نصب کنند.<BR>۲- تاج خروس.<BR>۳- صفحة نازکی که بر روی ساقة عمودی در جایی مرتفع آن را قرار دهند و آن به سهولت گردش می‌کند و معبر باد را نشان می‌دهد.<BR>۴- پارچة گوشتی که بر ختنه گاه زنان می‌باشد و بریدن او سنت است.<BR>۵- نام یکی از طوایف ایران ساکن بلوچستان.<br>

معنی بلوچ | واژه جو