بلوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلوف . [ بْلُف ْ / ب ِ لُف ْ ] (فرانسوی، انگلیسی، اِ) بلف . رجوع به بلف شود. ♦ بلوف زدن ؛ بلف زدن . رجوع به بلف زدن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
توپ و تشر، گفتارتهدیدآمیز چاخان، لاف، گزافه، ادعایبیاساس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلوف . [ بْلُف ْ / ب ِ لُف ْ ] (فرانسوی، انگلیسی، اِ) بلف . رجوع به بلف شود. ♦ بلوف زدن ؛ بلف زدن . رجوع به بلف زدن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
توپ و تشر، گفتارتهدیدآمیز چاخان، لاف، گزافه، ادعایبیاساس