بلور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ یا بَ) [ معر. ] (اِ.)<BR>۱- نوعی شیشه که از ترکیب سیلیکات دوپتاسیم و سیلیکات دوپلمب ساخته شود.<BR>۲- کنایه از: شفاف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ یا بَ) [ معر. ] (اِ.) ۱- نوعی شیشه که از ترکیب سیلیکات دوپتاسیم و سیلیکات دوپلمب ساخته شود. ۲- کنایه از: شفاف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلور. [ ] (اِخ ) (جزیره ٔ ...) جزایر کی به این کوره ٔ قباد خوره رود، جزیره ٔ هنگام، جزیره ٔ خارک، جزیره ٔ رم، جزیره ٔ بلور. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١٥٠).
بلور. [ ] (اِخ ) ناحیتی است عظیم [ از حدود ماوراءالنهر ] و این ناحیت راملکی است و آنرا بلورین شاه خوانند و اندر این ناحیت نمک نبود مگر آنکه از کشمیر آرند. (حدود العالم ).
بلور. [ ب ِل ْ ل َ ] (ع ص ) مرد فربه دلیر. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). مرد شجاع . (دهار). ◄ بزرگ از سلاطین هند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژگان فارسی سره واژهدان
مها، مها، زمج، آبگونه
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه