بلهانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ نِ) [ ع - فا. ]<BR>۱- (ق مر.) به طور بلاهت و بی تمیزی.<BR>۲- (ص.) شبیه و مانند بله.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ نِ) [ ع - فا. ] ۱- (ق مر.) به طور بلاهت و بی تمیزی. ۲- (ص.) شبیه و مانند بله.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلهانه . [ ب ُ ن َ / ن ِ ] (ق مرکب ) منسوب به بله که جمع ابله است . (آنندراج ). بطور بلاهت و بی تمیزی . (فرهنگ فارسی معین ) : سنگها طفلان به من انداختند بس که کردم بی قدش بلهانه رقص . عقل حیران است در بازیچه ٔ دور فلک بر مدار زشت گیتی خنده ٔ بلهانه کن . علی خراسانی (از آنندراج ). ◄ (ص ) شبیه و مانند بله . (فرهنگ فارسی معین ).