بلعیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- در حلق فرو بردن.<BR>۲- خوردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبلع کردن، خوردن، قورت دادن، لقمه فرو بردن ≠ استفراغ کردن، قی کردنواژه قبلی: بلعمواژه بعدی: بلغاء