بلایگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلایگی . [ ب َ ی َ / ی ِ ] (حامص ) زنا و روسپی گری : گویند که آن زنی بوده است پادشاه و بلایگی کرد. و هر شب مردی آوردی و بامدادبکشتی . (ترجمه ٔ تفسیر طبری ). و رجوع به بلایه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلایگی . [ ب َ ی َ / ی ِ ] (حامص ) زنا و روسپی گری : گویند که آن زنی بوده است پادشاه و بلایگی کرد. و هر شب مردی آوردی و بامدادبکشتی . (ترجمه ٔ تفسیر طبری ). و رجوع به بلایه شود.