واژه جو

بلاقید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلاقید. [ ب ِ ق َ / ق ِ ] (از ع، ق مرکب ) (از: ب + لا(نفی ) + قید) بدون قید. بدون قید و شرط. (فرهنگ فارسی معین ). مطلقاً : در نسخه ای که بر رسومات نوشته اند رسوم رادر تحت امیر آخورباشی مجملاً - بلاقید «جلو» و «صحرا»- تفصیل داده اند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ٥٤).

معنی بلاقید | واژه جو