بغض/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بُ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- دشمنی، کینه.<BR>۲- حالتی از گلو که شخص جلو گریة خود را بگیرد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطعقدهحقد، کینه، کین ≠ حب، مهردشمنی، عداوت، عناد، غیظ ≠ نشاط، لبخندواژه قبلی: بغستانواژه بعدی: بغضاء