واژه جو

بشر مریسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بشر مریسی . [ ب ِ رِ م َ ] (اِخ ) فقیه، متکلم و از مرجئان بود و طایفه ٔ مریسیه از مرجئه به وی منسوبند. نسبت وی بدروازه ٔ مریس در بغداد است و در همانجا درگذشت . (از اعلام زرکلی ).و رجوع به معجم الادباء ج ١ ص ١٧٧ س ١١ و عیون الاخبار ج ٢و عقدالفرید ج ٢ و ج ٤ و غزالی نامه حاشیه ٔ ص ٧٠ شود.

معنی بشر مریسی | واژه جو