بسیجیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ دَ) (مص م.)<BR>۱- آماده شدن.<BR>۲- قصد کردن.<BR>۳- تدبیر کردن.<BR>۴- سامان دادن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآماده ساختن، بسیجی کردن، تدارک دیدن، تمهید کردن، ساماندادن، مهیا ساختنآهنگ کردن، اراده کردن، قصد کردنواژه قبلی: بسیجواژه بعدی: بسیجیده