واژه جو

بسورغان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بسورغان . [ ] (اِ) رجوع به سیورغان . شیرقان . اشبورقان، شبورقان و جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی شود.

معنی بسورغان | واژه جو