واژه جو

بسرآمدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(بِ. سَ. مَ دَ) (مص ل.) ۱- به پایان رسیدن. ۲- مردن، درگذشتن. ۳- به هوش آمدن، به خود آمدن.

معنی بسرآمدن | واژه جو