واژه جو

بسته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بَ تِ) (ص مف.)<BR>۱- اسیر، دربند، مقید.<BR>۲- منجمد شده.<BR>۳- مجبور شده.<BR>۴- مسدود، مقفل.<BR>۵- سد شده، جلوگیری شده.<BR>۶- فراز شده، مق. گشوده، باز.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بسته | واژه جو