بسامان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بِ) (ص مر.)<BR>۱- مرتب، آماده.<BR>۲- آسوده خاطر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآراسته، آمادهبقاعدهسامانیافته، مرتب، منتظم، منظم ≠ نابسامانواژه قبلی: بسامواژه بعدی: بسامانی