واژه جو

بساط انداختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. اَ تَ) [ فا - ع. ] (مص م.)<BR>۱- اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن.<BR>۲- فرش انداختن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. اَ تَ) [ فا - ع. ] (مص م.) ۱- اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن. ۲- فرش انداختن.

معنی بساط انداختن | واژه جو