بزن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بِ زَ) (ص مر.)<BR>۱- دلاور، شجاع.<BR>۲- (فع.) دوم شخص مفرد امر حاضر از «زدن».<br>مترادفها و واژههای مرتبطبهادر، جنگاور، دلاور، دلیر، شجاع، یکهبزن ≠ بخورجنگی، دعوایی، کتککار ≠ کتکخورپرزور، زورمند، قوی، نیرومند ≠ ضعیف، ناتوانواژه قبلی: بزمگاهواژه بعدی: بزن بهادر