واژه جو

بزایانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزایانیدن . [ ب ِ دَ ] (مص ) (از: ب + زایانیدن ) کمک کردن مر زن را در زحمت و امداد کردن در زائیدن . (ناظم الاطباء). رجوع به زایاندن و زایانیدن شود.

معنی بزایانیدن | واژه جو