واژه جو

بزانوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزانوش . [ ب َ ] (اِخ ) نام سردار رومی در زمان اردشیر که برای بستن پیمان آشتی بنزد شاپور آمد. (مزدیسنا ص ٣٨٠) : بزانوش بد نام آن پهلوان سواری سرافراز و روشن روان . فردوسی . ◄ نام قیصر روم و نام خواجه سرای داریوش . (از فرهنگ لغات شاهنامه ص ٥٤).

معنی بزانوش | واژه جو