واژه جو

بریدنگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بریدنگاه . [ ب ُ دَ ] (اِ مرکب ) محل بریدن . جای بریدن . مَقطَع. محل تقاطع. (دانشنامه ٔ علائی ص ٣٩): مُشدَّخ ؛ بریدنگاه از گردن . (منتهی الارب ).

معنی بریدنگاه | واژه جو