واژه جو

برگذار شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برگذار شدن . [ ب َ گ ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پایان یافتن . ختم شدن . انجام یافتن . بانجام رسیدن .(یادداشت دهخدا): پس از برگذار شدن مراسم حج . پس ازبرگذار شدن مراسم جشن . و رجوع به برگزار شدن شود.

معنی برگذار شدن | واژه جو