برپا داشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ. تَ) (مص م.)<BR>۱- برقرار ساختن.<BR>۲- برپا کردن جشن و شادمانی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآباد ساختن، آبادان کردنبرافراشتن، نصب کردنبر پا کردن، برقرار کردنواژه قبلی: برپاواژه بعدی: برچسب