واژه جو

برهوه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برهوه . [ ب َ ] (اِ) صابون را گویند و آن چیزی است که بدان رخت شویند. (برهان ) (آنندراج ). صابون . (الفاظالادویة) (صحاح الفرس ). ◄ (ص ) مأبون و ملوط و مخنث . (ناظم الاطباء) (از شمس فخری ).

معنی برهوه | واژه جو