واژه جو

برهنجیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برهنجیدن . [ب َ هََ دَ ] (مص مرکب ) هنجیدن . گستردن : چنانکه مرغ هوا پرّ و بال برهنجد تو بر خلایق بر پرّ مردمی برهنج . ابوشکور. و رجوع به هنجیدن شود.

معنی برهنجیدن | واژه جو