واژه جو

برهمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برهمی . [ ] (اِ) به هندی قسمی از بیش است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (مخزن الادویة). رجوع به بیش شود.

برهمی . [ ب َ رَ ] (ص، اِ) خوارزمی در مفاتیح العلوم (چ مصر) گوید مفرد براهمه است به معنی یکی از اشراف عُبّاد هند.

معنی برهمی | واژه جو