واژه جو

برهم نشاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برهم نشاندن . [ ب َ هََ ن ِ دَ ] (مص مرکب ) برهم نشانیدن . یکی را بر زبر دیگری گذاشتن . (یادداشت دهخدا). اِلباد. (تاج المصادر بیهقی ). تَراکب . (ترجمان القرآن جرجانی ). تَلبید. رَکم . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی برهم نشاندن | واژه جو