برهم خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. خُ دَ) (مص ل.) پریشان شدن، مضطرب شدن.<br>واژه قبلی: برهم بستهواژه بعدی: برهم زدن