واژه جو

برمکیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برمکیان . [ ب َ م َ ] (اِخ ) ج ِ برمکی . آل برمک . برامکه . خاندان ایرانی که اجداد آنان عنوان برمک داشتند. رجوع به آل برمک شود : جام کیان بدست شه زمزم مکیان شده برمکیان ز کوه چین گنج عطای شاه را. خاقانی .

معنی برمکیان | واژه جو