واژه جو

برمون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برمون . [ ب َ ] (اِ) در اصطلاح شعر، برما. (ناظم الاطباء). و رجوع به برما شود.

برمون . [ ] (هندی، اِ) به هندی الوسن است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی برمون | واژه جو