واژه جو

برمخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برمخ . [ ب َ م َ ] (اِمص مرکب ) مخالفت و خودرأیی و عاق و عاصی شدن . (برهان ).مخالفت و خودرأیی و نافرمانی با پدر و مادر. (آنندراج ). خودخواهی و عاق شدگی و عصیان . (ناظم الاطباء).

معنی برمخ | واژه جو