برلیان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بِ رِ) [ فر. ] (اِ.) الماس تراش داده شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطالماستراشخورده، الماس خوشتراش، الماس شفافبراق، درخشان، درخشنده، شفافواژه قبلی: برقیواژه بعدی: برم