واژه جو

برقه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برقه . [ ب َ ق َ ] (اِخ ) نام قدیمی سیرنائیک . (یادداشت مؤلف از نخبةالدهر دمشقی ).

برقه . [ ب َ ق َ ] (اِخ ) برق رود.قریه ای است از اعمال قم و از آنجاست احمدبن محمدبن خالد برقی . رجوع به تاریخ قم و الانساب سمعانی شود.

معنی برقه | واژه جو