واژه جو

برقراری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برقراری . [ ب َ ق َ] (حامص مرکب ) استقرار: پس از برقراری اصول دمکراسی . ◄ (ص نسبی ) منصوب شده . (ناظم الاطباء).

معنی برقراری | واژه جو