واژه جو

برقرار کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

ایجاد کردن، به وجود آوردن برپا کردن، دایر کردن تعیین کردن، معین کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی برقرار کردن | واژه جو