واژه جو

برزدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بُ. زَ دَ) (مص م.) برهم زدن و زیر و رو کردن ورق‌ها پیش از بازی.<br>

(بَ. زَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- پهلو به پهلو زدن.<BR>۲- برابری و همسری کردن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی برزدن | واژه جو